ایستگاه متروک

وقتی که رفتی

کاسه ای از نور را بدرقه ی راهت کردم...

حالا سالهاست که من و خورشید

چشم براهِ آخرین قطار جنوب

پابندِ ایستگاه متروک این شهریم...

/ 7 نظر / 5 بازدید
من و دوستم خدا

[گل][گل][گل][گل][گل][گل] چه خبرهاست خدايا که ندارم خبري * کو مرا خضر رهي تا که نمايم سفري ** با که گويم که چه ها مي کشم از دست دلم * با تو گويم که زاحوال دلم باخبري [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

ترانه

اون قطارش تو مسیر شمال کار میکنه. باور نمیکنی؟ از باران بپرس

نازی

یعنی الان عاشق شدی؟[متفکر]

نازی

یعنی الان عاشق شدی؟

اولکا

یاد نشانی سید علی صالحی افتادم ...

آزاده

منم الان 20 روزه که چشم انتظار قطار جنوبم و نمی آید....[نگران]