مسیح و خدا و خرما 3

بیایید همه گی زانو بزنیم و دست به دعا برداریم، تا مسیح ظهور کند.

دنیا پر از مرده هایی شده که فقط نفس می کشند و حرفهای مرا نمی فهمند. دنیا پر از خاطراتی شده که شب ها از پس هر کوچه خنجر می کشند و آدم ها را سر می برند. دنیا پر از خاطراتی شده که بی صاحب توی خیابان ها پرسه می زنند و در عزای صاحبان شان، خرما تعارف می کنند...

ما به دمِ مسیحاییِ مسیح نیاز داریم، تا بیاید و بدمد در کالبدِ بی جانِ صاحبانِ خاطراتِ بی صاحب. نسل خرما ها را منقرض کند. بر سر هر چهار راه درخت سیب ی بکارد...

بیایید همه گی زانو بزنیم و دست به دعا برداریم، تا مسیح ظهور کند. در کالبدِ بی جانِ خدا بدمد، تا دوباره زنده شود، جان بگیرد، بهشت و دوزخ و گزمه هایش را بی خیال شود، پایین بیاید و سیبی بخورد، تا زمینی بشود. آنوقت یک میلِ بافتنی و کاموا دستش بدهیم تا برای هزار سالی که خواب بود و این همه آدمِ بی دل آفرید، دل ببافد!

بیایید همه گی زانو بزنیم و دست به دعا برداریم.

/ 8 نظر / 16 بازدید
مگس

بیایید همه زانو زنیم و دست به دعا برداریم که مسیح به واقع وجود داشته باشد...تا دستهایمان بی دلیل سوی هیچ کجا و با امید کاذب به اسمان بلند نشده باشند!

مگس

بیایید همه زانو زنیم و دست به دعا برداریم که مسیح به واقع وجود داشته باشد...تا دستهایمان بی دلیل سوی هیچ کجا و با امید کاذب به اسمان بلند نشده باشند!

ساناز

دعا می کنیم

شیرین

اتفاقا بافتنی بهتره تا دلها رو گرم کنه تو این یخبندون که ما رو به موت میرسونه!!! . . .

فرشته

یه نمه بهتر شد داره یه چیزایی حالیم میشه انگار

ناخدا خورشید

شاید هم باید دعا کرد حالا حالا پیدایش نشود. کسی چه می داند!