ُSystem Restore 2

1.

پسرک نگاهش را از او برگرداند و گفت : هنوز آنقدر عاشقت نشده ام که با دیدنت عذاب بکشم!

2.

دخترک روی زمین ولو شده بود و همانطور که ناخن هایش را سوهان می کشید با خونسردی گفت : ببین! تو مرد رویاهام نیستی. من دلم یه مردِ واقعی می خواد!

3.

پیر مردی که به زحمت در حال گذشتن از خیابان بود، با صدای آرام گفت : کاش زودتر یک دستشویی پیدا کنم!

4.

پیرزنی که توی مغازه میوه فروشی به زحمت خم شده بود تا چند سیب زمینی درشت را جدا کند رو به مردِ میوه فروش کرد و گفت : من پول بنزینِ ماشینم را از حساب سیب زمینی ات کم می کنم!

5.

پسری که صد بار خیابان بلندی که پر شده بود از برگ هایی پاییزی را قدم می زد، مرتبه ی صدم یقه ی پالتو اش را بالا داد و زیر لب گفت : همه ی دخترهای دنیا احمق اند، فقط وانمود می کنند که می فهمند! مسیرش را رو به خانه کج کرد تا هر چه زودتر به دستشویی برسد!

6.

حلزون ماده ای که روی تخت اش دراز کشیده بود و صد بار شکست عشقی خورده بود، به خودش گفت : کاش ما هم مثل لاک پشت ها یک لاکِ سخت و محکم می داشتیم که هیچ وقت عشق درونش نفوذ نکند!

7.

لاک پشت نره غول همانطور که به سمت دریا می رفت، برگشت که آخرین سیگارش را رو به ساحل بگیراند. یک پک عمیق به سیگارش زد و در حالیکه دود را بیرون می داد گفت : اشتباه کردم که اینجا دنبالت گشتم!

8.

پسرک تا صبح از درد به خودش می لولید...

9.

دخترک به تخمش هم نبود. شاید اگر می داشت قضیه فرق می کرد، مثلاً اینجای داستان، دانای کل می نوشت : دخترک خیلی هم به تخمش بود!

اما خب نداشت و راوی داستان نوشت : دخترک به تخمش هم نبود.

10.

پسرک تصمیم گرفت که برود و توی تمام خیابان های شهر شلوارش را پایین بکشد و یک فصل حسابی بریند به پیاده رو ها و بعد که سر خوش شد، سیگاری بگیراند و تخمش هم نباشد که دنیا کدام سمت می چرخد...

پ.ن : حالا من، موندم و این ویرونه ها...

/ 31 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
papillon

این همه ویرونه در این دنیا هست که بر سر ما خراب شده تو با کدامش مانده ای...؟

حسین

اسم وبلاگت "بوی بارون ، قهوه ، سیگار" یه حال خاص بهم داد ، واسه یه لحظه یه حالت خیلی خاص بهم دس داد ، از حس قشنگا ممنون ممنون

بارون

هم از دست نوشته هات! هم از دست این روزگار!آه.. میدونستی من بهت حسودیمیکنم!!!؟[ناراحت]

miko

ارتباط بین نوشته ها قابل درک هست، در واقع یجورایی به پست قبلی هم ربط داره[خنثی]

عاطفه

سلام خیلی خوب بود , مثل همیشه... یه چند وقتی بود نخونده بودمت , خیلی چسبید , مرسی. پ.ن : آقا پسر پاییزه , من عاشقانه میخوام. عاشقانه ی سبک عراقی نه واسوخت . گفته بودی تو سرما عاشقانت میاد دیگه نه : )

پوریا

عالی بود "عالی بود" خیلی کمه واسه بیان ِ حس من همیشه کلمه ها کم میارن همیشه

انا

با صد سال تنهایی موافقم

بارون

اینکه من بهت حسودی میکنم اینقدر خنده داره؟

بارون

باشه بخ اشکالی نداره ما که بخیل نیستیم به خنده دیگران خوبه یه بهانه شدم واسه شاد شدن شما.[خنده]