یه زمانی اسمش رو گذاشتم رد سرخ خنده هایت. الان هم به همین اسم می مونه!

و خداوند خولیو ایگلسیاس را آفرید

تا من در صدایش چشمانم را ببندم، به خواب بروم، غرق شوم...

و ردِ سرخِ خنده هایت را بگیرم، پنجره ها را باز کنم، دستهایم را بگشایم و پرواز کنم. تمام خیابانهای سرد و خسته را زیر پا بگذارم. تمام پله ها را دوتا یکی کنم و ... به تو برسم. در را که باز کنی، دستهایت را بگیرم و دوتایی پرواز کنیم و برویم و برویم تا برسیم به برج ایفل! خولیو همچنان بخواند و من دستهایم را دور کمرت قلاب کنم، تانگو برقصیم ، بخواند، برقصیم، بخواند...

اصلاً اینقدر بخواند تا جانش بالا بیاید، اینقدر بخواند تا دنیا تمام شود و روی تیتراژ پایانِ دنیا هم بخواند. من با این حرف ها آغوشت را رها نخواهم کرد...!

p.n: goh gije midunid chiye?  goh gije daghighan hale in ruzhaye mane

/ 16 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین

پ.ن از آن ماست ، یا بوی بارون قهوه سیگار

ترانه

سلام اره میدونم چیه چون تفسیر این روزهای من هم هست اونم دقیییییق. چقدر بهت گفتم نرقص اینهمه تانگو والس و چاچا ... خوب گیج میشوی و تقصیرش رو میندازی گردن نمیدانم کی و چی!!!!! گذشته از اینها محمد کمی فقط کمی به خودت برس شاید کارها بهتر بشه. .شاد باش جونم شاد گور پدر پدر هر چی و هر کی که نمیخواد ونمیزاره

مهتاب

[تایید] همون که نوشتی درسته. مودبانه ش گرگیجه است. مثل شقایق و گودرزی و اینا و اینا بازم [تایید]

بارون

ای بلا با کی؟؟؟؟؟!!!!![متفکر][چشمک][خنده]

حمیده

حال این روزهای من ... نیازی نیست که بگم مثل همیشه زیبا بود.... حال قشنگی واسه فردا و فرداهات آرزو می کنم عزیز

حمیده

حال این روزهای من ... نیازی نیست که بگم مثل همیشه زیبا بود.... حال قشنگی واسه فردا و فرداهات آرزو می کنم عزیز

آنالی

من که حالم بده شک نکن ....

نامه های سپید

پ . ن شما نه گُه گیجه ست نه گُر گیجه ، بلکه گُو گیجه ست ( گاو گیجه : گیج شدن مثل گاو : آخه گاو بدجوری گیج میشه وقتی گیج میشه ): واااااااااااااااااااااااااااااااای مثل اینکه خودمم گُه ، نه ،گُر ، نه . . . اصلا ولش کن بابا دیوانه شدم !

مينا

گاو يا گو يا گر...من كه گه گيجه دارم قشنگ بود ولي تو بهتر از اين ميتوني همون كامنت اولي زيژخك ديوانه

صبا

اینکه رو تیتراژ پایان دنیا بخواند خیلی قشنگ بود خوب! بعضی جمله هات بی رحمانه زیبا هستن...