پدربزرگم خدا بیامرز همیشه می گفت : یه دونه ش کمه!

ببینید، اگر می خواهید توی زندگیتان انسان موفقی باشید و دنیا به کامتان بچرخد، تنبانتان را دو تا کنید. نخندید، به جان خودم جدی می گویم. طبق آخرین کشفی که کرده ام  تنها راه رسیدن مردها به خوشبختی این است که دو بار ازدواج کنند. سه تا هم شد چه بهتر، و حتی چهار تا! بگذارید خورجینتان پر باشد.

بزرگترین مزیت تعدد همسران این است که هیچوقت جرات نمی کنند برایتان ناز کنند و شما را به دنبال خود بکشانند. چون در اینصورت شما خواهید گفت : بای بای عزیزم! من امشب می رم طبقه ی بالا!! و بالعکس، یعنی اگر سوگولی طبقه ی بالا برایتان ادا اصول در آورد خواهید گفت : زرشک عزیزم! امشب می رم پایین بخوابم. جملاتتان را طوری بگویید که بالا و پایین و چپ و راست و خلاصه تمام وجوه زوجه را بسوزاند. یا نه! حتی اگر معمولی هم بگویید قسمتهای لازمه به زیبایی شعله ور خواهد شد.

مزیت دوم این است که، چون جماعت نسوان نصف زندگی شان را در خواب به سر می برند، شما با یک برنامه ریزی درست و حسابی تمام لحظه های زندگیتان را آغوش گرمی دارید که درونش بکپید!

مزیت سوم این است که هیچگاه جرات نمی کنند با شما قهر کنند. چون می دانند شما در خورجینتان یک عالمه سوگولی و عسل و لواشک و گل و بلبل دارید!

مزیت چهارم اینکه هیچوقت مجبور نیستید شیرین پلو و خورش آلو اسفناج و خورش کدو بادنجان بخورید. هرکدام از این غذاهای شیرین برایتان درست کرد با خونسردی روی سرش آن را خالی کنید و پیشِ آن قند عسلی بروید که برایتان قورمه سبزی چربِ چرب درست کرده!

مزیت پنجم اینکه توی خانه تان می توانید پایتان را روی مبل ها انداخته و گُر به گُر سیگار دود کنید. بطری آب توی یخچال را سر بکشید، و بدون دمپایی هر جای خانه دلتان خواست راه بروید.

حیف که الان ساعت 5 صبح است و من فردا امتحان دارم و گرنه هزار مزیت دیگر نیز برایتان ردیف می کردم. خلاصه از من گفتن بود، اگر می خواهید توی زندگی یک عمر در رفاه و آسایش زندگی کنید تنبانتان را افزایش دهید.

پ.ن : اینها را برای شما عزیزانم گفتم و گرنه ما الان دلمان به اندازه ی تمام دنیا برای کسی تنگ شده که عینِ خیالش هم نیست که دلِ ما برایش تنگ شده و حتی 1 ساعت پیش هم که به عرضشان رسانیدیم که دردِ دل داریم و می خواهیم برایتان حرف بزنیم کمی مسخره مان کردند و فرمودند : صبح شد، دیگه برم بخوابم!

/ 2 نظر / 6 بازدید
آزاده

و چقدر من از خوندن این پست خندیدم و برای منا (دوستم )گفتم و خندیدیم زیبا زیبا زیبا بود..

گلبرگ

و این قلم قوی با این ارشیو پر و پیمون کجا بود این همه مدت که به چشم من نخورده بود؟! دارم از ابتدا میخونمتون.