گردنبند چوب نارگیلی ات

همین الان، به جانِ خودم همین الانِ الان! یعنی حتی قبل از اینکه سیگارم را روشن کنم، هم نه! حالا که سیگارم به نصفه رسیده، مثل سقوط یک شهابسنگ از آسمان، به این نتیجه رسیدم که عاشق گرذنبندت شده ام! یک انحنای کثافتی توی این چوب نارگیل وجود دارد که دیوانه وار عاشقم می کند. عاشقم می کند به میز، صندلی، هوا، نارگیل، گردنت، دستهات.

الان که اینطور رو به رویم نشسته ای و از هفت دولت آزاد چایی ات را سر می کشی و پی.ام.سی مزخرفترین موزیک شوو های دنیا را پخش می کند و تو اصلاً حواست به من نیست، نمی دانی که من اینطرف میز از شدت هیجان می خواهم خودم را حلق آویز کنم از عشق به گردنبندت! یک انحنای کثافتی توی این چوب نارگیل... این را گفته بودم؟ خب جمله ام را عوض می کنم : یک انحنای کثافتی توی این چوب نارگیل وجود دارد که دیوانه وار عاشقم می کند! حالا دنیا بگذار بخندد که این دو جمله یکی ست، اما تو، تنها تو می دانی که این دو جمله هیچ شباهتی به هم ندارد!

... این متن هنوز کامل نیست، زیرا میز روبه رویم به شدت خالی ست!

/ 20 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزل

پس خطاب به آنیموس درونیت نوشتی؟!!!

ترانه

حقیقتا گردنبند قشنگیه. باور نداری؟؟؟

محدثه

"میز روبه رویم به شدت خالی ست!" دلیل قانع کننده ای برای کامل نبودن متن بود[گل]

بی بی ِ ابری

قصد نوشتن نداری ؟ بیا متن ُ کامل کن ! کامل کن از میز ِ خالی ...

پروین پناهی

این نوشته می گوید یعنی دوباره عاشق شدید یا آشتی کردید ؟؟ به هر حال این ربطی به نارگیل دارد ؟ به روزم با متنی در خور اعدام .

زیژخک دیوانه

کاش اینو نمی‌نوشتی که "بگذار دنیا بخندد که این دو جمله یکی است" چون برات مهم نیست که دنیا بخندد چون دنیا نمی فهمد که این دو جمله یکی نیست و هیچ شباهتی ندارند... اما وقتی اینجوری می‌گویی یعنی برایت مهم شده و ته ذهنت حالا تو بگو اندازه یک سر سوزن شک داری که این دو جمله یکی است ... ولی من و تو و آن جای خالی می دانیم که یکی نیست. کثافت کثافت دیدی دارم هی حرف میزنم. مفت. که لابلای این مفتی ها حالم را قایم کنم... کثافت

پوریا

برا بار ِ چندم خوندمش بد بود آره بد بود من سیگار می خوام دارم ناخن می جوم گردنبند........... :(( ..... :'( بَسَمه بسمه سخت شده سخته سخت تر از یشم ِ گردنبندی که روی "دریای سفیدی و پاکی" مثل ِ دخترای روستایی خجالت می کشه می رم سیگار بخرم بنویس محمد بنویس

حسین

یه نوشته جدید بنویس روحمون شاد شه

سپیده!

(پیش نوشت: مدت ها بود نیومده بودم اینجا!) آمدم خواندم می روم فقط ... هنوز سیگار میکشی هنوز به نظرات خوب پاسخ می دهی... و هنوز جفنگ های خوبی می نویسی سرت سلامت رفیق! رفتم (پس نوشت: آخرین بار یادمه خوب فحش های آبداری نثارم کردی)

گاندلف

میبینی مجبورم هرچی رو این مدت نخوندم بخونم و براش از فیخالدونم یه چی درارم و کامنت کنم... مجبورم...مجبور