روایت دوم : حدیث بیقراری های شبانه ی من و سرهنگ قذافی

امشب زنی که خنده ی غریبه ای را دید 

تا صبح ، بیدار است

امشب مردی که دست رییس را بوسید

تا صبح ، بیدار است

امشب کودکی که سیگار اول را کشید

تا صبح ، بیدار است

امشب ماری که پای فیل را بلعید

تا صبح ، بیدار است

امشب ککی که به تنور پرید...

سوخت!!!*

و من هر شب بیدارم ، می سوزم ، بیدارم...

.

.

.

* : قسمتی از متن ترانه ی «امشب»

از گروه میرزا (The Mirza Band: Babak Mirzakhani)

 

 

/ 20 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بی پروا

شور نه گندشو در اوردن...والا منم خونم به جوش اومد این کامنتی که جواد نامی برات گذاشته رو دیدم منظور نماز رایگانه دیگه یا چی؟؟ مسخره؟ چرت میگی...........نمی خوام دهنم باز شه...................................................................................................................................................

بی پروا

راستی دوستم در مورد این ترانه... خیلی زیباست [گل]

افرا

پر از ظرافت... ايول!

یلدا

سلام. زیبا بود... به قول معروف: کی خوابه؟ دشمن!!!!!![نیشخند]

پروین پناهی

به امید نخوابی همه دیکتاتور ها .. کاش که این طور باشد . به روزم با فوک دریایی

سارا

واقعا" که همین جا بهت بدهکار شدم اگر بدونی چقدر دنبال این گروه واسمشون می گشتم ،که نگو . شاید باور نکنی بعد از دیدن فیلم تهران من حراج تقریبا " هم تهرونو هم کل جهان اینترنتی رو دنبال این ترانه و گروهشون گشتم که به شدت بی فایده بود و الان یه هو اینجا حداقل اسمشونو پیداکردم بازم ممنون گرچه از اون فیلم خیلی بدم می آد ضمنا " اینم بگم یک تهرون غ

سارا

خوب نمی دونم چه جوری کامنت قبلی یه هو ارسال شد داشتم می گفتم ازفیلم بخاطر غلو شدگی بیش از حدش در همه ی سکانسها خیلی بدم می آد ( ماجرا شد نقد فیلم تهران من حراج ) نه و اینکه بازم ممنون

رها

آخییییش[لبخند] پس بازم هستی. خیالم راحت شد[اوه]دلم واسه نوشتنت تنگ شده بود.

absolution

میرزا بود و نبود... این عالیه!!